پارساپارسا، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

پارسا عشق مامان و بابا

عروسی رفتن پارسا

  دیشب منو پارسا به همراه خانواده بابا والبته بدون بابا رفتیم عروسی   قبل از رفتن همه نوع قول وقراری با آقا پارسا مبنی بر اینکه پسر خوبی باشه گذاشتم ولی چشمتون روز بد نبینه از همون ابتدای ورودشون شروع کردن به فضولی واخر عروسی کارمون به دعوا وگریه رسید حالا شما فکر کنین تو سالن به اون عظمت که یه عالمه بچه هستش فقط صدای جیغ زدن این آقا شنیده میشه وتو اون وضعیت من چه حالی داشتم بماند آخر که دیگه دیدم حریفش نمیشم بهش گفتم بزار برسیم خونه حساب کارتو دارم.......گفتن همانا وافزایش صدای جیغ همانا خلاصه کلی این آقا پارسا دیشب بهمون حال داد نمیدونم کی میخواد حرف گوش کن بشه پس خدا ...
19 تير 1390

پارسای شیطون

  دیروز مثل همه روزای تعطیل این پسرک من کلی فضولی کرد  البته بقیه روزا هم کم نمیاره ولی روزای تعطیل که مامان وبابا هستن یه دنیای دیگه داره برا خودش دیروز تا ظهر که خونه خودمون بودیم حسابی با باباش بازی کرد ظهر تا عصر خونه باباجون بودیم کلی با سینا بازی همراه با دعوا کرد هر لحظه صدای جیغ یکیشون در میومد ومدام بهم میزدن  شبم که رفتیم خونه اون یکی بابابزرگ چون کسی برا بازی اونجا نبود پرید به جون وسایل خونه .....از در خونه بالا میرفت ..تو یخچال میرفت ..وسایل دکور رو برمیداشت....اصلا نمیفهمید داره چکار میکنه ..بنده خدا مادر بزرگشم خیلی خودشو کنترل میکرد .... آخر کاری هم یکی از وسایل دکور...
18 تير 1390

خدا.........

    خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.                                       بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم . خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.                                        بنده: خدایا !خسته ...
13 تير 1390

طنز زوجی بدون فرزند

زوج بدون فرزند   زن و شوهری  بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر میبردند ..با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما بی نتیجه .. تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند ..   پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند ..او در جواب اون زوج گفت:تاراخت نباشید من مطمئنم که خداوند دعا های شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود ..  با این وجود ..من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم .. قول میدم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای اسنجابت دعای شما شمعی روشن کنم   زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند  ...
12 تير 1390

آقای تعجب !!!!!!!!!!!!

    این عکس مال ٦ماهگی پارسا هست که تازه توی کامپیوتر خاله مهشید پیداش کردم اون وقتا از بس به هر چیزی زل میزد وقیافه متعجب میگرفت باباش بهش میگفت آقای تعجب...!!! یادش بخیر چه زود بزرگ شدی گلم ...
11 تير 1390