پارساپارسا، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

پارسا عشق مامان و بابا

دعوای دو پسرخاله

گلکم سلام دیروز ظهر وقتی اومدم خونه باباجون دنبالت دیدم رو صورتت از پیشونی تا چونه یه خط قرمز بزرگ  افتاده ازت سئوال کردم چی شده تو هم با گریه گفتی سینا منو زد وقتی از مامان جون پرسیدم فهمیدم اول خودت شروع کردی اونم در دفاع از خودش با کلید رو صورتت خط کشیده خدا بهت رحم کرده که چشمتو داغون نکرده آخ که از دست شما دوتا دائم به جون هم میپرین راستی فردا تولد بابایی هست قراره براش یه جشن بگیریم کلی مهمون داریم انشاالله که جشن خوبی بشه اینم یه بوس وتبریک به بابایی   ...
6 ارديبهشت 1390

پارسا وعشق پلیسی

سلام به مرد کوچک خودم من و تو دیروز با همدیگه رفتیم موتور سواری البته تو سوار ومن پیاده اونم سوار موتور پلیست با یه لباس پلیسی محشر و با یه تفنگ بزرگ کلی تابلو شدیم تو خیابون ولی در عوض تو کلی کیف کردی واسه منم همین بسه /قربونت برم من پلیس کوچولوی قشنگم     ...
4 ارديبهشت 1390

جملات قصار پارسا

سلام ملوسک امروز میخوام یه خاطره بامزه برات بگم دیروز داشتی آبمیوه میخوردی وقتی تموم شد چند لحظه بعد یه باد گلوی بزرگ کردی منم با تعجب ازت پرسیدم :پارسا .......این صدای چی بود؟ توهم خیلی معمولی جواب دادی :خوب صدای آبمیوه گلوم بود منو بگو.............................     ...
28 فروردين 1390

عکسهای سفر نوروزی

اینم جدیدترین عکسای گل پسرم در زمان سال تحویل وبعدش سفرنوروزیش     پارسا کنارسفره هفت سین خونه باباجون     پارسا درپارک بازی یزد     پارسا همراه کیمیا در پارک ارم شیراز     پارسا در موزه باغ عفیف آباد شیراز وخوشحال از دیدن تفنگای بزرگ     پارسا باز هم همراه کیمیا در پارک شیراز     پارسا به همراه بابا وآقا خرگوشه در شیراز                             ...
22 فروردين 1390

سال نو - قصه نو

عزیزکم سلام دوبار سال نو شد .سه سال با هم بودن ما که برای هر لحظش خدا رو شکر میکنم امیدوارم امسال یرات بدون هیچ ناراحتی باشه با شروع سال نو ما هم رفتیم سفر همراه خاله مهناز وخاله مینا کلی بهمون خوش گذشت البته منهای دعواهای تو وسینا یه هفته سفر به شیراز ویزد داشتیم  جای همه خالی بود بعدشم که برگشتیم چون واسه باباجون مهمون اومده بود ما هم همش دعوت بودیم اونجا(آخه مهموناشون خاله های من بودن) بازم کلی خوش گذشت وحسابی شیطونی کردی دیروز هم با خانواده بابات رفتیم سیزده بدر بد نبود ولی ............ بگذریم خوب گلکم بازم برات آرزوی شادی وسلامتی میکنم با اون دل پاکت برای من هم دعا کن فدای تو مامان عاشقت ...
17 فروردين 1390

گلچین روزگار

سلام عشق من امروز میخوام یه خبر بد بهت بدم .میدونم که دل کوچک تو نباید غمگین بشه ولی باید بدونی که این رسم روزگاره همیشه کسایی رو میبره که خوب مهربونن دیروز نوه عمه من که یه دختر ۲۰ ساله بود تو تصادف رانندگی فوت کرد وبا مرگش شوک بزرگی به همه فامیل وارد کرد   دختر مهربون وقشنگی بود که پیمونه عمرش فقط همینقدر ظرفیت داشت میدونی گلم اون طفلک وقتی ۴سال داشته مامان وباباشو تو تصادف از دست میده وبعد از ۱۷ سال یتیمی بزرگ شدن دوباره خودش هم تو تصادف میمیره انشاالله خدا به خواهر وبرادراش صبر بده تو هم مثل من برا امرزش روحش دعا کن همچنین همه عزیزانی که این وبلاگو میخونن براش طلب مغفرت کنین ممنون   ...
17 فروردين 1390